به خداوند مهر و ماه!
در ذهن مادرم چه می گذرد؟
نمی دانم ...
همیشه دلم می خواست رمز
زمزمه های آرام لبهایش را بدانم
نگاهش خسته است
خسته از واژه بودن
کم می خندد ...
اما لبخند محوی همیشه مهمان لب هایش هست
چند روزی است که دلم
سخت تنگ آغوش مادرانه اش شده
دلم وسعت آغوشش را می خواهد
به اندازه همان گرمای لذت بخش کودکی هایم!
دلم محبت گم شده در دریای چشمانت را می جوید
دلم برایت تنگ شده است
با اینکه هر روز ...
تو را کنار خستگی های دیوار می بینم
با اینکه هر روز ...
در یک خانه با همیم
اما چقدر از هم دوریم ... مادر
مگر نه؟!
باورهایمان ... افکارمان ... علت خنده هایمان
آه مادر ... دلم آغوشت را می طلبد
با تمام فاصله هایمان ...
دلم یک بغل نزدیکی می خواهد
دستانت را بگشا ... آغوشت را می جویم
دوستت دارم ... فرشته گم شده بر روی زمین
با تمام مادرانه هایت
که گاه حوصله جوانی ام را سر می برد

به نام خدا وند مهر و ماه!
این صدای قلبم نیست....!
صدای پای توست که در سینه ام میدوی....!
کافیست بایستی....!
کافی خسته شوی....!

به نامت ای مقلب القلوب!
تبریک ساده ی منو برای این روز قشنگ پذیرا باشید!
انشالله که سالی پراز،عشق،شادی،محبت،سلامتی و آرامش داشته باشین!
خدایا،تو همانی هستی که من دوست دارم،
پس.....
مرا آنگونه قرار ده که تو دوست داری!

اینم یه یادگاری از طرف دوست گلم،مینا جون!

به نامت مهربان ِمن!
تو روزی خواهی آمد،از کوچه های باران،تا از دلم بشویی غم های روزگاران!

به نامت مهربان من!
من ازتون خواسته بودم!
من از تون خواهش کرده بودم!
خواستم و خواهش کردم که دل منو نلرزونین!
خواستم و خواهش کردم با اسم مستعار برای من کامنت نذارین!
خواستم و خواهش کردم قداست خونه ی منو از بین نبرین!
خواستم و خواهش کردم بذارین برای دل خودم بنویسم!
خواستم و خواهش کردم آزادم بذارین!
اما....به من گوش ندادین!منو مجبور کردین دور خودم و مطالبم یه حصار بکشم!
من حتی "خواننده های خاموشم"رو هم دوست داشتم!
شاید برام چیزی نمی نوشتن،اما"آمار گیر"وبلاگم نشون میداد که با من هستن!
نذاشتین اونطوری که میخوام راحت باشم!
عیب نداره!مهم نیست!من به دوستای گلم با کمال میل و افتخار رمز میدم!
شمایی که با اسم مستعار برای من کامنت گذاشتی،اینو بدون خیلی راحت میتونم از آی پی کامنتت پیدات کنم!حواست به خودت باشه!
عزیزای دلم...رمزی که بهتون دادم برای پست قبله!یعنی پست " ازهمه جا "
29/11/91
مرجان
دل نوشته های من...به نامت زیباترینم!
لالایی کن،بخواب،خوابت قشنگه
گل مهتاب شبا،هزار تا رنگه
یه وقت بیدار نشی،از خواب قصه
یه وقت پا نذاری تو شهر غصه

لالایی کن،"مامان"چشماش بیداره
مثل هرشب،لولو پشت دیواره

دیگه بادبادک تو نخ نداره
نمیرسه به ابرا،پاره پاره

همیشه،یکّی بود،یکّی نبوده
به من چشمات میگن،دریا حسوده

اگر سنگ بندازیتو آب دریا
میاد شیطون با من،به جنگ و دعوا

دیگه ابرا تو رو،از من میگیرن
گلای باغچمون،بی تو میمیرن

لالایی کن،لالایی کن،"مامان" تنهات میذاره
دوسِت داره،دوسِت داره بیداره پای گهواره

دل نوشته های من...
به نام تو
اینجا نامحرم زیاد شده!کسایی با اسم مستعار برای من کامنت میذارن زیاد شدن!میترسم دیگه قداست قبلی برای اینجا باقی نمونه!
لطفا" با اسم نامفهموم کامنت نذارین!لطفا"دل منو نلرزونین!
اجازه بدین این خونه ی مجازی تاهمیشه با آرامش سرجاش بمونه!
شمایی که با اسم مستعار برای من کامنت میذاری!خواهشا" اسمت رو بنویس!از کامنتی گذاشتی معلومه آدم فهمیده ای هستی!
+شاید از این به بعد کاملا"رمز دار شدیم!و فقط به هم لینکا رمز دادیم!
دل نوشته های من...
